نامه ای به سيامک بهرام پرور .

سلام کتابت را خواندم طرح جلد خوبی داشت(هر چند خيلی صريح کتاب را رو می کند)

امااز رنگهای خوبی بهره گرفته/تو دل بروست آدم را جلب می کند.

اولين نکته که توجه مرا به خود جلب می کند تاريخ نداشتن شعر هاست که اين کار را

برای منتقد يا محقق که می خواهد سير تحول شاعر را ارزيابی کند  دشوار می سازد

مقدمه ی بهمنی در همان چند سطر اول معلوم می کند که شعر های مورد پسند

ايشان چيست:انکحت زوجت...

وجالب است در جای ديگر می گويد:شعرهای سيامک مورد پسندش نبوده در حاليکه

حجم بيشتر شعر های سيامک عاشقانه است وبعد استقبال پرشور گوش -

سپاران (نه عقل سپاران) را دليل انتخاب اين شعر می داند چه گنگره ای

چه دلايل عاقلانه ای؟؟؟

اما سيامک عزيز !

کتابت را خواندم وباز هم متاسفانه با کلی اشعار عاشقانه مواجه شدم از جنس:

لب:گيلاس ،رطب تازه

ادبيات غرب وشرق:ساق پا

باغ معلق:برو پستان و...

وکلمات اروتيک بوس ولب وبرهنه و...الی ماشا الله  بگذار صادقانه بگويم تو از عشق در

شعرهايت فضاهايی ساختی مرکب از عشق وصفا وبه به وچه چه

واقعا تمام عشق همين هاست آيا اين باعث نمی شود که خيل مخاطبان (گوش سپار

نه عقل سپار)گمان کنند عشق يعنی توصيف لب وپستان .از عشق نبايد اسطوره -

های تو خالی ساخت عشق همه چيز را در کنار هم دارد رنج ولذت وفکر و...نه فقط

توصيفهای صرفا شاعرانه .

يامان نرود شاملو تمام ترسش از اين بود که عشق پناهگاه وتکيه گاه شود  اما شما

در غزلهايتان عشق را مبدل به همان کرد ه ايد عشق در شعر های شما نماد يکی

شدن نيست که لذت بردن يک طرفه است همانطور که اسم کتاب شما (عطر تند

نارنج)خالی از آن اجماع کلمات برای رسيدن به مقصدی واحد مانند :اينها را فقط به

خاطر شما چاپ می کنم .که هم کنايه ای به اشعار مريم حيدر زاده دارد هم الگويی

از دموکراسی کلمات است وهم عشق شاعر به همه .در چند غزل هم که به مسائل

اجتماعی اشاره کرده ايد شعر ها شعاری در آمد ه اند مانند غزل بالماسکه و...

باقی نامه را نمی نويسم که بيشتر به غزلها پرداخته بودم از جهت ساختار و...

که البته گمان می کنم خودت بهتر از من بر آن نقاط واقفی .اميدوارم موفق باشی

و در آينده با نگاه جامعتری به عشق بپردازی نه يک نگاه صرفا توصيفی وتک بعدی .

چو عشق را تو ندانی بپرس از شبها

بپرس از لب زرد و ز خشکی لبها.مولانا جلا ل الدين.

/ 66 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehdi mousavi

سلام به روزم با يه ترانه و يه متن ادبی

قاسم رضادوست به سعيد عزيز

سلام عزيز من .ببين در همين فيلم آخرين تانگو دو نوع عشق را داريم ومقايسه ی اين دو .نگاهها به عشق مهم است البته حرف من هم در مورد کتاب سيامک عزيز اين بوده :عشق تنها توصيف يک جلوه از عشق نيست عشق جلوه های گوناگون دارد ووقتی ما در يک اثر هنری فقط به چشم وابرو آن هم در معنای ظاهری اش می پردازيم تنها به ظاهر ويک بعد عشق پرداخته ايم در عشق تنها احساس نيست وعشق تنها دوستت دارم نيست اين به نظر من پله ی اول عشق است نگاه به معشوقه اول راه است عشق به معشوق يک چيز است او شدن چيز ديگری و ...تا بی نهايت .

قاسم رضادوست به سعيد عزيز

در ضمن من کتاب عطر تند نارنج رو که مذموم نشمردم خيلی هم خوب است که حداقل در فضايی که همه شعر سياه می گويند شاعر از زيبايی معشوق بگويد در مورد کارکرد واژ ه ها هم واژه ها مهم نيستند اين چينش واژ گانی ست که مهم است و معنايی که ساخته می شود همراه با زيبايی هنری اش .اما می تواند اين عشق از توصيف معشوق در آمده به کل هستی سرايت کند آيا به نظر شما اين زيبا تر نيست؟

قاسم رضادوست به سعيد عزيز

من شعر سعدی وحافظ را مثال می زنم به نظر من دايره ی عشق حافظ خيلی بازتر از دايره ی عشق سعدی است .يا مثلا اگر شاملو فقط از انسان می گويد (که البته اين خيلی مهم است زيرا او مثلا مثل دکتر حميدی نيست که فقط از رژ لب معشوقش حکايت کند )اما دايره ی عشق سهراب فراتر از همه ی اين شاعران است او حتا عشق را به طبيعت هم سرايت می دهد.

قاسم رضادوست به سعيد عزيز

و اين همان سفری است که مولا نا شرح آن را در مثنوی می دهد :از جمادی مردم ونامی شدم وز نما مردم به حيوان سر زدم ...حمله ی دیگر بمیرم از بشر تا برارم از ملایک بال وپر و ... تا پس عدم گردم عدم چون ار غنون گويدم انا اليه راجعون وهمچنین هفت مرحله ی عشق در منطق الطير عطار بزرگ .سخن دراز شد ...از پی گيری شما سپاسگذارم.

هادی خورشاهیان

سلام قاسم جان. هر دو وب به روز است. باشد ایستگاه بعدی با یادداشتی درباره ی تاجیکستان و این غزل های سلیمان نیست با غزلی که از سلیمان نیست. موفق باشی.

بهرام کمالی

سلام٬ با يه کار سپيد بروزم و منتظر حضور و نظرتون.برقرار باشيد.

نيلوفر

قاسم جان نامه ات جالب بود .موفق باشی.

زهرا مشیر

سلام ممنون اسفاده کردم و لذت بردم خوشحال میشوم به عاشقانه های من هم سری بزنید مطمئنا دست خالی بیرون نمیرین.