نگاهي به غزل متفاوت امروز(به بهانه ي كتاب : صداي موجي زن.)

مرده ي يك شعر تازه1

راستي متفاوت يعني چه؟ آن هم در شعر؟ مثلا يعني اين بيت خواجه:از خلاف آمد عادت بطلب كام كه من كسب جمعيت از اين زلف پريشان كردم.آيا هر خلاف آمدي هنري است .در ضمن صاحب سبك بودن يعني چه؟خب به ما آموخته اند نوآوري در معاني وبيان.خب حالا بياييد بيا نديشيم چرا امروزه هر شاعري مي خواهد صاحب سبك باشد ؟شما امروزه اگر با هر شاعري صحبت كنيد خواهيد ديد خيلي سر سختانه به شعري كه مي گويد پابند است وشعر خود را هم بهترين شعر دنيا مي پندارد اما آيا واقعا همين گونه است؟پس دليل افت نشر وفروش كتاب چيست؟چرا شعر امروز هيچ جايگاهي در نزد مردم ندارد؟دليل اول همين دوستان شاعر هم هميشه اين بوده كه ما از مردم جامعه جلوتريم .اين ادعاي بزرگي ست .همانگونه كه ادعاي گفتن شعر متفاوت.وهمانگونه كه ادعاي متفاوت بودن.

آيا واقعا شاعر امروز (در اين مقال غرض از شاعر غزل سرايان هستند) متفاوت است .در گذشته شاعراني كه ادعاي خرق عادت داشته اند بسيارند اما با نگاهي به تاريخ ادبيات وتذكره ها مي بينيم بسياري از آنها آدمهاي حقيري بيش نبوده اند مخصوصا از زماني كه در دربار ها باز شد وشعر به دست هر بقال وخربزه فروشي افتاد نتيجه ي آن هم اين بود كه شعر بازاري شد وعوامانه هرچند نكات مثبتي هم داشت مانند غني شدن واژگان و تحرك زباني.اما صدمه اي كه فرهنگ ايران از اين پيش آمد نصيبش شد بسي بيشتر از سودش بود .مهم ترين ضربه به شعر رخت بربستن تفكر وعقلانيت (فلسفه) از شعر وفرهنگ بود .

در كذشته براي نزديك شدن به شعر ودربار شاعر مي بايست از هزار وهفت خوان مي گذشت خوان هايي نظير:علم حكمت عروض وفن شعر نجوم طب و... .البته شاعراني هم بودند كه بدون نزديكي به دربار شعر مي سرودند اما همين خصوصيت ها را دارا بودند وخود را بنده ي درم نمي كردند .خب اين قضيه بر مي گشت به علاقه شاهان به شعر وشاعران واز آنجا كه خود پادشاهان در خيلي از فنون وعلوم  سر آمد بودند كساني را به خويش راه مي دادند كه همانند خودشان باشند .

حالا بياييم وبه شعر وشاعران معاصر نگاهي بيفكنيم .ممكن است كه من از زندگي خصوصي شاعران اطلاعي نداشته باشم هر چند كه خيلي از دوستان غزلسرا را از نزديك مي شناسم .اما متن شعر ها وكتابهايشان بهترين آينه ي اين ديدار است .

با نگاهي به شعر ها مي توان

1-   اشكالات وزني وعروضي را مشاهده كرد(البته اينجا مقصود شاعران جوان است)

2-   ضعف تاليف

3-   نا اشنايي با زبان دستور (من در عجبم كسي كه هنوز از دستور زبان مادري خود آگاهي ندارد چگونه مي تواند ساختار شكني كند.

4-   نبود تلميح (كه خود نشانه ي عدم مطالعه در فرهنگ وادب است)

5-   نداشتن تفكر وانديشه ي خاص

و...

خب وقت آن رسيده كه به كتاب :صداي موجي زن نگاهي بيندازيم وببينيم شاعران اين كتاب خانمها:هدي قريشي ومونا زنده دل تا چه حد به شعري متفاوت نزديك شده اند.

از حق نگذريم كه طرح جلد كتاب وعنوان آن جداي ازخيلي كتابهاست  بعد به نام خداي مهرباني كه ... در اينجا نوعي ديگري از متفاوت بودن كار را  مي بينيم در اينجا براي مخاطب احترامي قايل شده وبا يك سپيد خواني شعور مخاطب نشانه گرفته شده است.

مي رسيم به شعر ها پاي هيچ كدام از شعر ها تاريخ به چشم نمي خورد واين يعني غير عالمانه بودن /راه تحقيق بر نقاد ومحقق بسته است شعر ها در لايه اي از ابهام غرق شده اند .

بياييد نگاهب به محتواي شعر ها بيندازيم خوشبختانه اين دو خانم مخصوصا خانم

 زنده دل به رغم خيلي از خانمها كه فضاي شعري مردانه اي دارند به دنياي خودشان نزديك ترند اما كل كتاب تحت تاثير شديد فروغ فرخ زاد است :

يك مرد ..يك فرشته .نه يك تكه قلب سنگ

ساعت سه بار زد ...

قشنك من پري قصه هاي پير شده

كدام قله كدام اوج در كدام مسير؟

من مرده ام عروسك انها كسي است كه...

او هيچ وقت جسم مقوايي تو را...

هر شب صداي گريهمي ايد از برگه ي طلاق غيابي

زمان گذشت وهر لحظه دير تر مي شد

خب همانطور كه ديد يم چه در لحن چه ته مايه هاي شعر شديدا تحت تاثير دنياي فروغ هستند سياه ديدن مرگ خودكشي عروس و...تنهايي همه انديشه ها ونگاههاي خاص فروغ است .در تمام غزلها ردپايي از تلميح جز يك مورد كه به شعر فروغ است ويكي ديگر كه به فيلم :گربه روي شيرواني داغ كه هيچ ارتباط مفهومي هم ندارد با اين فيلم جز نامي –ديده نمي شود.

نو اوري در زبان

بعضي شاعران مانند شاملو زبان خاص خود را دارند (كه اين كار هر شاعري نيست)بعضي هم لحن خاص خود را (مانند فروغ سهراب احمدي جلالي)متاسفانه تا كنون هيچ كس در غزل به زبان خاص خود دست پيدا نكرده كه اين دو جوان شاعر خواسته باشند زباني مخصوص بيافرينند البته در لحن همانطور كه گفتيم شديدا تحت تاثير فروغ هستند .

اما نخواهيد ساختن كلماتي  مانند:چاييدن برفيدن مي عاشقيد

يا بازيهاي زباني مانند اتو/بوس  وبعد پرده كه افتاد/شاعر مست و...رابه حساب

نو آوري بگذاريم كه سالهاست در كار آزاد امتحان خود را پس داد ه اند .

يا آوردن ... و چسب ووصل سطر ها به هم.

نو اوري از درون است از ديد شاعر به اطراف ناشي مي شود وتا وقتي شاعر هنوز دنيا را از ديد ديگران مي بيند آنهم به صورت خيلي محدود (وام گرفتم لحن يك شاعر) نبايد انتظار زيادي داشت

نكته مهم ديگر :آيا واقعا با پيچيده گفتن يك شعر جز ابهام آميزتر كردن زندگي كه خود به اندزه كافي ابهام انگيز هست يك خيانت به انسانيت نيست (البته در شعر هاي اين دو شاعر كمتر با اين مساله مواجهيم)

نكته ي آخر ناگفته نماند كه شعر هاي خانم زنده دل متنوع تر خوش ساخت تر به نظر  مي آيد كمتر با وزن چالش دارد وخاصيت تاثير گذاري بيشتري را دارا مي باشد و حداقل از خيلي كساني كه ادعاي متفاوت بودن دارند سر تراست شايد دليل اين موضوع صداقتي ست كه در شعر  خانم زند ه دل ديده مي شود وشباهتي كمي با شعار دارد.

                                   قاسم رضادوست مرداد 84 –نيشابور